به آریانا

خیلی وقته که اینجا چیزی واست ننوشتم. می دونی نه که حرفی نداشته باشما. دارم. اما دیگه رو کاغذ و بلاگ و اینا نمیاد و اونم با این سبک مختصر. الان زندگیمم همین شده بی زنگ و رو. خونه که می رم حالم از همه چی بهم می خوره. لباسای هر روزم رو مبل افتاده وسط حال پایین و رنگ و روی حال و پذیرایی عین شهر جنگ زدس. حوصله بالا و اتاقارم ندارم. روزا زود میام خونه خستم و انگار بی کارو گرچه اگه بنا به انجام باشه کار خیلی دارم. می بینی آریانا. زندگی روزانمم مث همین بلاگ میمونه. خلاصه که شاید شروع کنم از نو نوشتن به یه سبک دیگه. به یه سبک بلندتر. شاید حرفام در بیاد و روون شه. هنوز یادم نرفته که زندگی تو با من موندی اما تو تابوت خودت. 

پ.ن: چند وقتیه که کلیپ موسیقی متن فیلم لاک پشت ها هم پرواز می کنند رو دیدم. نمی دونی چی می گم این کلیپ کوتاه داغونم می کنه. داغون. منو به مرز گریه می رسونه. تا حدی که اصلن توانایی تماشای تصویرشو ندارم. یادم می مونه که اگه روزی خواستم بمیرم قبلش اینو ببینم. :(

  
نویسنده : ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۳
تگ ها : آریانا